حسادت های عایشه به حضرت خدیجه (س)

در کتب حدیثی اهل سنت آمده است که پیامبر (ص)فرمودند بهترین زنان عالم چهار نفر هستندمریم دختر عمران آسیه همسر فرعون خدیجه (س)دختر خویلد وحضرت زهرا (س)دختر حضرت رسول (ص)

قال رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وسلَّم: " خیر نساء الْعَالَمِینَ أَرْبَعٌ: " مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَآسِیَةُ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ وَخَدِیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ وَفَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ

المستدرك على الصحیحین للحاكم ج11ص41؛ کنز العمال ج12ص143, جامع الاحادیث ج12ص384

تاریخ اسلام ج3ص46,البدایه و نهایه ج2ص71,سنن النسائی ج5ص93,سنن الترمذی ج5ص703,صحیح ابن حبان ج15ص455,مسند ابوالیعلی ج5 ص110,مسند احمد ج3ص135,مصنف ابن ابی الشیبه ج6ص391و....

عایشه بغض حضرت خدیجه  ودیگر زنان پیامبر نیز داشت وبه آنها تهمت می زد وحسادت میکرد به طور مثال در صحیح بخاری و....آمده است که عایشه مى گوید: بر هیچ زنى آن قدر حسد نورزیدم كه بر خدیجه حسد ورزیدم، او را درك نكردم و قبل از ازدواج من با رسول خدا از دنیا رفته بود، ولى حسدم به این سبب بود كه رسول خدا (صلى الله علیه وآله) او را بیشتر یاد مى‏كرد و خداوند او را به خانه اى بهشتى از طلا و درّ و یاقوت بشارت داده بود و هر گاه گوسفندى را ذبح مى‏نمود براى دوستان خدیجه هدیه مى‏فرستاد.

: ما غرت على امرأة للنبی صلى الله علیه و سلم ما غرت على خدیجة هلكت قبل أن یتزوجنی لما كنت أسمعه یذكرها وأمره الله أن یبشرها ببیت من قصب وإن كان لیذبح الشاة فیهدی فی خلائلها منها ما یسعهن

البته لازم تذکر است که این حدیث به طرق متعددی نقل گردیده وحدیث بالا از صحیح بخاری است ولی در البدایه ونهایه در ادامه ما غرت على امرأة للنبی صلى الله علیه و سلم ما غرت على خدیجة این جمله را آورده

عن عائشة قالت: ما غرت على امرأة لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَا غرت على خدیجة ممَّا كنت أسمع من ذكره لها، وما تزوجنی إلا بعد موتها بثلاث سنین، ولقد أمره ربه أَنْ یُبَشِّرَهَا بِبَیْتٍ فِی الْجَنَّةِ مِنْ قَصَبٍ لَا نَصَبَ فِیهِ ولا صخب.

در ادامه اش آورده است که این حسادت بدلیل این بوده است که یاد او را از زبان اقا رسول الله (ص) می شنیدم وما سه سال بعد از وفات ایشان ازدواج کردیم وخداوند بشارت خانه ای در بهشت و...داده بود

یا در سنن کبری آورده بدلیل یاد کردن زیاد

من كثرة ذكر رسول الله صلى الله علیه وسلم لها

البته این که چند نقل را آوردم به این دلیل می باشد که بگویم این حدیث متواتر است  البته این حدیث نشان می دهد که عایشه تنها نسبت به حضرت خدیجه (س)حسادت نداشته وبه زنهای دیگر ایشان نیز حسادت می نموده است

     صحیح بخاری ج9ص394؛صحیح مسلم ج4ص1888,فضائل صحابه ج2ص854؛مسند احمد ج6ص56وص202,مسند اسحاق بن راهویه ج2ص212,سنن کبری بیهقی ج5ص290,سنن ابن ماجه ج6ص145,معجم کبیر طبرانی ج23ص12و......

ویا درجای دیگری آمده است که عائشه مى گوید: هاله خواهر خدیجه اجازه شرفیابى به محضر رسول خدا را گرفت، رسول خدا بیاد خدیجه افتاد و بر افروخته شد، فرمود: خدایا هاله آمده است، من ناراحت شدم و گفتم: چقدر از پیر زنى از پیر زنان قریش كه دندانهایش افتاده بود یاد مى كنی، او مرده است و خدا بهتر از او را به تو داده است.

وَقَالَ إِسْمَاعِیلُ بْنُ خَلِیلٍ أَخْبَرَنَا عَلِىُّ بْنُ مُسْهِرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَائِشَةَ - رضى الله عنها - قَالَتِ اسْتَأْذَنَتْ هَالَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ أُخْتُ خَدِیجَةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - ، فَعَرَفَ اسْتِئْذَانَ خَدِیجَةَ فَارْتَاعَ لِذَلِكَ ، فَقَالَ « اللَّهُمَّ هَالَةَ » . قَالَتْ فَغِرْتُ فَقُلْتُ مَا تَذْكُرُ مِنْ عَجُوزٍ مِنْ عَجَائِزِ قُرَیْشٍ ، حَمْرَاءِ الشِّدْقَیْنِ ، هَلَكَتْ فِى الدَّهْرِ ، قَدْ ، أَبْدَلَكَ اللَّهُ خَیْرًا مِنْهَا تحفة

بخاری ج9ص397,صحیح مسلم ج4 ص1889,سنن بیهقی ج2ص286,ریاض الصالحین ج1 ص468,البدایه ونهایه ج3ص158و..........

ویادر جای دیگری آمده است که عایشه مى‏گوید: رسول خدا هرگاه به یاد خدیجه می‌افتاد از او به نیكی یاد می‌كرد. روزی حسادت بر من چیره شد و گفتم: چه زیاد از آن پیر زن بی‌دندان یاد مى‏كنید؟ همانا خداوند بهتر از او نصیب شما فرموده است. رسول خدا فرمود: خداوند بهتر از او نصیب من نفرموده است، زیرا هنگامى كه همه مردم مرا تكذیب مى‏كردند، او مرا تصدیق مى‏كرد و هنگامى كه مردم مرا محروم مى‏داشتند او با اموال خود من را یاری مى‏كرد و خداوند فرزندان مرا ، از او به من عنایت فرمود و حال آنكه از غیر او فرزندى به من عنایت نفرمود.

حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِسْحَاقَ ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللهِ ، قَالَ : أَخْبَرَنَا مُجَالِدٌ ، عَنْ الشَّعْبِیِّ ، عَنْ مَسْرُوقٍ ، عَنْ عَائِشَةَ ، قَالَتْ : كَانَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِذَا ذَكَرَ خَدِیجَةَ أَثْنَى عَلَیْهَا ، فَأَحْسَنَ الثَّنَاءَ ، قَالَتْ : فَغِرْتُ یَوْمًا ، فَقُلْتُ : مَا أَكْثَرَ مَا تَذْكُرُهَا حَمْرَاءَ الشِّدْقِ ، قَدْ أَبْدَلَكَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهَا خَیْرًا مِنْهَا ، قَالَ : مَا أَبْدَلَنِی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ خَیْرًا مِنْهَا ، قَدْ آمَنَتْ بِی إِذْ كَفَرَ بِی النَّاسُ ، وَصَدَّقَتْنِی إِذْ كَذَّبَنِی النَّاسُ ، وَوَاسَتْنِی بِمَالِهَا إِذْ حَرَمَنِی النَّاسُ ، وَرَزَقَنِی اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ وَلَدَهَا إِذْ حَرَمَنِی أَوْلاَدَ النِّسَاءِ.

مسند احمد ج6ص117,مسند جامع ج20ص120, غایة المقصد فى زوائد المسندللحافظ علی بن أبی بكر بن سلیمان الهیثمی ج2ص1444, جامع الأصول فی أحادیث الرسول لمجد الدین أبو السعادات المبارك بن محمد الجزری ابن الأثیرج9ص121و...

ویا در جای دیگری آمده است که از عائشه نقل شده است كه رسول خدا زیاد از خدیجه یاد می‌كرد، من گفتم: چه قد زیاد از خدیجه یاد می‌كنی؛ خداوند به جای خدیجه كه پیرزن بی‌دندان بود و در زمان‌های گذشته هلاك شده (بهتر از او) را به تو داده است؛ پس رسول خدا خشمگین شد ؛ به طوری كه تا كنون او را هرگز این چنین خشمگین ندیده بودم و فرمود: خداوند از او چیزی نصیب من كرده است كه از هیچ یك از شما نكرده است . من گفتم: ای پیامبر خدا مرا ببخش، خداوند شما را ببخشد، سوگند به خدا كه دیگر درباره خدیجه از من سخنی نخواهی شنید كه تو را ناراحت كند.

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْفَضْلِ السَّقَطِیُّ، ثنا سَعِیدُ بْنُ سُلَیْمَانَ، ثنا مُبَارَكُ بْنُ فَضَالَةَ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ كَانَ یُكْثِرُ ذِكْرَ خَدِیجَةَ، فَقُلْتُ: مَا أَكْثَرَ مَا تُكْثِرُ ذِكْرَ خَدِیجَةَ وَقَدْ أَخْلَفَ اللهُ لَكَ مِنْ خَدِیجَةَ عَجُوزٌ حَمْرَاءُ الشِّدْقَیْنِ قَدْ هَلَكَتْ فِی دَهْرٍ، فَغَضِبَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ غَضَبًا مَا رَأَیْتُهُ غَضِبَ مِثْلَهُ قَطُّ، وَقَالَ: «إِنَّ اللهَ رَزَقَهَا مِنِّی مَا لَمْ یَرْزُقْ أَحَدًا مِنْكُنَّ» ، قُلْتُ: یَا رَسُولَ اللهِ اعْفُ عَنِّی عَفَا اللهُ عَنْكَ، وَاللهِ لَا تَسْمَعُنِی أَذْكُرُ خَدِیجَةَ بَعْدَ هَذَا الْیَوْمِ بِشَیْءٍ تَكْرَهُهُ

معجم کبیر طبرانی ج23 ص11